
|
|
۱۳۸٥/٤/۸ لحظه ديدار
شاعر می گه: لحظه ديدار نزديک است باز من ديوانه می شوم باز می لرزد دلم،دستم آبرويم را نريزی دل ای نخورده مست حيف که همشو بلد نيستم . اما لحظه های قشنگ رو می شه با اين قطعه زيباتر کرد. به اميد حق ¤ نوشته شده در ساعت ٦:٠٩ ب.ظ توسط lida ![]() [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
